![]() |
![]() |
|
| یادداشتها و نقدهای لادن شاهدیان در زمینه ی ادبیات |
|
دربارهی «وودی آلن» وودی آلن یک غغولاست (هیولا یا غول؟). بازمانده از دوران پارینهسنگی. خانه در جایی دارد که چاپلین و گروچو مارکس و فاکنر و همینگوی و این و آن، غولهای تمدن مدرن هنوز زنده بودند و نفس میکشیدند. همزمان است با فلینی، روبر مرل، جکسون پولاک، و هزار و یک غول اکنون به دریا رفته که دیگر تنها آثارشان باقی است. و اگر هم زنده بوده باشند، مهمترین خبری که میسازند مرگشان است. همچون هارولد پینتر، و همچون تمام غولهای قرن بیستم، آلن، موفق و پویا و جاندار در حرفهاش، و شکستخورده و مغموم و خسته در زندگی خصوصی، به گمان، این کار هنری است که به آن پناه میبرد. سینمای آلن از زاویهای، شرح مبسوط زندگانی خود اوست و شگردهایی که برای شخصیتسازی دارد، به مثابهی چرخیدن دور شیئی، نو به نو و تازه میشود. تنها پایهی ثابت و بیتکانهی آثار او، هجو محض هستی است. در تمام آثار آلن، بی استثنا، زندگی عرصهای مضحک و در هم تنیده در اتفاقات است که آدمی میان اختیار محدود خویش و جبری گسترده و دست و پا گیر در نوسان است. وقتی آلن فیلمی تازه بیرون میدهد، آدم نفس راحتی میکشد که هنوز او زنده است. با این دید تمام فیلمهای او تماشایی میشوند و ایرادها در مرحلهی بعدی قرار میگیرند. آخرین اثر آلن، بهانهای خوب است برای تماشای تمام آثار او به عنوان یک اثر تألیفی کلی. باید گفته شود که نامهای فیلمها از ذهن، بدون نظم و بیحساب گزیده شدهاند و از این نظر سنت «آلنی» در این نوشته احیا شده است. ویکی کریستینا بارسلونا آنی هال پول را بردار و فرار کن خوابگرد موزها زلیگ عشق و مرگ اسکوپ هرچه میخواهید راجع به سکس بدانید اما رویتان نمیشود بپرسید! داستانهای نیویورکی منهتن ملیندا و ملیندا هری ساختارشکن زنان و شوهران Match point * * * وودی آلن به اندازهی موهای سرش (البته در جوانی) فیلم ساخته و هنوز دارد میسازد. او به مرور دیگر نمیتواند نقش جوان درب و داغان و هوشیاری را بازی کند که هم چوب ندانمکاریهایش را میخورد هم از سر اتفاق خوشبخت میشود. بنابراین در بعضی فیلمهایش آدمی گنجانده میشود که دارد نقش او را بازی میکند. در «گلولهها بر فراز برادوی» شخصیت اصلی فیلم اینچنین است.
|
|
+ نوشته شده در
87/12/09ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
نگاهی به «بادبادک ها»
نوشته:رومن گاری / ترجمه: ماه منير مينوی
ــ هميشه اين عبارت «با اميد زندگی می کنيم» تکرار می شود. اما من دارم به اين نتيجه می رسم که «اميد است که با ما زندگی می کند». |
|
+ نوشته شده در
87/10/30ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
ترس متروک، لرز مبهم (بررسی "ترس و لرز" اثر غلامحسین ساعدی) غلامحسين ساعدی، نويسندهی «ترس و لرز» و «واهمههای بینام و نشان» و «عزاداران بيل» است و نه هيچکس ديگر. اما همان هم در نگاه نخستين ده پانزده نفر به نظر میآيد. او در اين بالا پايينها، زبانها ساخته و فضاهای مختلفی پرداخته که هرکدام مال يک گوشهی وهماند.
اما اينجا دست میگذاريم روی «ترس و لرز». حتا نويسندهی شکوهمند دههی چهل هم نه. دقيقاً نويسندهای که ترس و لرز را نوشته و ترسش و لرزش را در حروف ريز و درشت کاغذ ريخته. ضمن آنکه اين نوشته فقط برای آنها نيست که کتاب را خواندهاند. سيری است در معناگرايی و مصداقيابی برای احوالات مربوط به ترس و لرز. در اين جهان، هرچيزی قابليت آن را دارد که نشانی از غيب داشته باشد. راوی انگار که همولايتی آنها باشد در جهلشان سهيم است و اين جهل است که ما را با ترس و لرز آنها همراه میکند. |
|
|
+ نوشته شده در
87/10/01ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
آغاز پرواز بررسی تحول شعری تروئیکای شعر فارسی در نیمهی نخست دههی چهل (فروغ، شاملو، اخوان)
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/09/10ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
فروغ و دستاوردهای شعر جدید فارسی با نگاهی به شعر «ای مرز پرگهر...» از مجموعهی «تولدی دیگر»
فاتح شدم . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/08/24ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
دینامیت ادبی نوبل و ما فراموش شدگان هزينهی جايزهی نوبل درآغاز، از فروش مواد منفجره و ديناميت تهيه میشد که آلفرد نوبل (Nobel, Alfred: 1833 – 1896)، شيميدان سوئدی، برای ساختن پل و جاده و سد و تونل، کشف کرده بود. او وصيت کرده بود که جايزهی فوق را در چهارچوب ملی و بينالمللی هرسال اعطا کنند و حتا اگر لازم باشد، آثار خارجی را برای قضاوت و تصميمگيری کميتهی توزيع نوبل، ترجمه نمايند. ولی آيا کسی میداند که جوانترين برادر نوبل، حين آزمايش برای کشف مواد منفجرهی فوق، به قتل رسيد؟ يا اينکه آلفرد نوبل علاقهی خاصی به ادبيات و فلسفه داشت و از او يک نمايشنامهی تراژيک، طرح نوشتن چند نوول و تعدادی شعر به سبک شاعر انگليسی موردعلاقهاش يعنی «شلی» بهجا مانده و او طی ۱۸ سال اقامت در فرانسه با «ويکتور هوگو» دوست بود و علاقهی خاصی به آثار «شکسپير»، «لرد بايرون» و کانت داشت؟!
جايزهی نوبل در ميان هزاران جايزهی ملی و بينالمللی ادبيات در جهان، امروزه مهمترين آنها است، ولی بر اثر معيارهای گاهی غلط کميتهی نوبل، درآغاز و يا محاسبات سياسی و يا ناسيوناليستی، تنی چند از مهمترين نويسندگان جهانی تاريخ، از دريافت آن محروم ماندهاند، از آنجمله: تولستوی، کافکا، جويس، ويرجينيا وولف، شاملو، دولتآبادی، استرينبرگ، مالارمه، ريلکه، تراکل، زولا، بروخ، موسيل، برشت، گورکی و غيره. مثلن کلودل را بهدليل کاتوليکبودن افراطیاش، گورکی را به بهانهی کمونيست بودناش، زولا را بهسبب کارگریبودن آثارش، استرينبرگ را به اتهام غيراخلاقی بودن نمايشنامههايش، از دريافت اين جايزهی پر درآمد محروم کردند.
بعدها منشی خصوصی آلفرد نوبل يعنی خانم «برتا سوتنر» پايهگذار جنبش صلح شد و درسال ۱۹۰۵ برندهی جايزهی صلح گرديد. وی نويسندهی رمان مشهور «اسلحه را زمين بگذار!» است. نوبل يکبار به دعوت وی در کنگرهی صلح جهانی آنزمان شرکت کرد، ولی طبق علايق سرمايهدارانهاش فکر میکرد اگر تمام کشورهای درندهی جهان تا دندان مسلح شوند، بين آنها جنگی پيش نخواهد آمد. نوبل يکبار به دوست و منشی خود گفته بود، ديناميتسازی کارخانههای من زودتر از کنگرههای رمانتيک صلح شما به جنگ پايان خواهند داد. |
|||||
|
+ نوشته شده در
87/08/18ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
در این هزارتوی هراس آور شگفتی (نقدی به شعر امروز ایران) شعر امروز ايران، به منشوری مانند شده، كه از هر سمت توان نگريستن به آن، در نگرنده ای خواهد بود كه تاب كابوس های تاق و جفت را داشته باشد ــ آنهم در بيداری ــ بيداری ما كه به كار خوابگردان می ماند. |
|||
|
+ نوشته شده در
87/07/26ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
نگاهي به شعر پستمدرنيته امروز شعر عبدالرضايي را كه مي خوانم، بياد اين سخن از «شلي» مي افتم: «در جواني عالم جميع انواع سخن به يک مفهوم شعر بود.» |
|
+ نوشته شده در
87/07/18ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
مقايسهی آثار زنان شاعر و شاعران مرد معاصر در فکر و محتوا
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/07/13ساعت توسط لادن شاهدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم از کجا شروع کنم هرچند حرف زیادی برای گفتن ندارم. چند سالی است در مطبوعات قلم می زنم. اگر نظری داشتید برایم ای میل کنید. با افتخار پاسخ خواهم داد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
| پیوندها |
|
واتا (هادی رحمان زاده) روزنامه اعتماد روزنامه کارگزاران سایت ادبی والس موسسه گل آقا سایت های فارسی |
|
RSS
|